آرون تمکین بِک یک روانپزشک آمریکایی و پروفسور بازنشسته گروه روانپزشکی در دانشگاه پنسیلوانیااست. بسیاری از مردم وی را برای شناخت درمانی میشناسند.
تئوری وی به طور گسترده برای درمان بیماری اختلال افسردگی اساسی (clinical depression) به کار برده میشود. بِک هم چنین یک گونه از تست روانشناسی را ساخته است که در آن فرد آزمایش شونده یک پرسشنامه را پر کرده و آزمایش خودگزارشی (Self-report inventory) نامیده میشود. این پرسشنامه به کمک یا بدون کمک پرسشگر پر میشود.

آزمون تصور از خود بک (BSCT)پرسشنامه افسردگی بک (BDI)و پرسشنامه اضطراب بک (BAI) از جمله پرسشنامه هایی است که اعتبار و روایی بالایی دارد.
آرون بک در پراویدنس رود آیلند ایالات متحده امریکازاده شد. او بچه آخری بود. دختر وی جودیث اس. بِک نیز یک پژوهشگر در رشته شناخت درمانی میباشد.
آشنایی با روانپزشکی که همه انرژی خود را در حوزه روان شناسی صرف کرده است و هنوز در نود و یک سالگی به بازنشستگی فکر نمی کند. حوزه تخصصی اش روان درمانی شناختی و جایگاه حرفه اش پدر روان درمانی شناختی ، مهم ترین اثرش بنام عشق هرگز کافی نیست ، می باشد.
آرون فرزند پنجم خانواده بود و دو سال بعد از مرگ تنها دختر خانواده ، که به خاطر آنفولانزا فوت کرده بود، به دنیا آمد . در زمان تولد او مادرکه تا پیش از این دو فرزندش را از دست داده بود ، دچار افسردگی خفیفی بود. خود بک در خاطراتش گفته است باور دارد جایگزینی برای خواهر از دست رفته بوده است و البته تا سال های جوانی از این ایده که تولد او تبدیل درمانی برای افسردگی مادرش شده، لذت می برده است.
کودکی که تولدش با درمان افسردگی مادر گره خورده بود، سال های بسیاری از عمر خود را نیز صرف همین موضوع کرد، پژوهش های بسیار، چندین کتاب و مقاله، ساخت ابزاری برای سنجش افسردگی و از همه مهم تر ارائه شایع.
در همه این سالها بک به دنبال درمانی برای افسردگی بود تا این بار بتواند همه بیماران را بهبود بخشد و نه فقط مادرش را! آرون تمکین بک در ۱۹۲۱ در ردآیلند آمریکا به دنیا آمد. مادرش الیزابت تمکین و پدرش هری بک بود. بعد از اتمام دبیرستان وارد دانشگاه براون شد. در ابتدا تصمیم خاصی برای آینده تحصیلی و شغلی اش نداشت و در نتیجه دروس مختلف و البته شغل های متفاوتی را تجربه کرد. در نهایت، به دلیل علاقه اش به شیمی ترجیح داد وارد دانشکده پزشکی ییل شود.
در ابتدای ورود به رشته روان پزشکی به عنوان یکی از انتخاب هایش برای ادامه تحصیل فکر می کرد، اما بعد از شرکت در اولین جلسه روان کاوی، نظرش تغییر کرد. بعدها اظهار داشت آن موقع به نظرش آمده بود چه قدر موضوعات مطرح شده بی معنا هستند و اینکه ارتباطی بین آنها وجود ندارد. بعد از پایان دوره پزشکی عمومی هنوز نتوانسته بود تصمیم بگیرد چه تخصصی را ادامه دهد ، در نهایت به زادگاه خود بازگشت و در بیمارستان محلی تحصیل در رشته مغز و اعصاب را شروع کرد.
در واقع زمانی متوجه علاقه اش برای ادامه کار در روان پزشکی شد که برای دوره ای شش ماهه به صورت گردشی به بخش روان پزشکی رفت؛ اتفاقی که بیشتر ناشی از کمبود نیرو در آن بخش بود. در همین زمان بود که یک تصمیم به ادامه کار در این زمینه گرفت.
یک چند سال اول کارش را در حوزه روانکاوی مشغول بود، اما نداشتن ساختار مشخص و البته نبود شواهد علمی از نتایج آن حمایت کند، باعث شد کم کم علاقمند به حوزه ای شود که امروزه ان را تحت عنوان روان شناسی شناختی می شناسیم.
روت گرینبرگ یکی از همکاران او معتقد است روش روان کاوی با شخصیت بک هماهنگ نبود و در نتیجه روش خود را دنبال کرد. گرنبرگ می گوید: بک بسیار به اهداف توجه دارد و مایل است تعیین کننده مسیر کار باشد. زمانی که بیماران هر کدام روش خود را در جلسات دنبال می کردند، مضطرب می شد. روش کار بک در سال های بعد روشی فعال تر و مستقیم تر بود. در روان شناسی شناختی اعتقاد براین است که باورهای افراد رفتار آنان را می سازد، باورهایی که می توان به بررسی انان پرداخت، آنها را ارزیابی کرد، ابزارهای سنجش برای آنها تهیه کرد و در صورت لزوم در آنها تغییر ایجاد کرد. فرآیندی که بادیدگاه روان کاوی که فرایندهای ناخودآگاه اهمیت دارد، به کلی متفاوت است.
در ۱۹۵۴بِک وارد دانشگاه پنسیلوانیا شد و تمرکزش را بر روی پژوهشی در بیماران افسرده گذاشت. نتیجه کار او تعیین پرسشنامه افسردگی شد که طی سال های بعد به صورت گسترده مورد استفاده قرار گرفت. البته این موفقیت چندان برای بک آسان به دست نیامد، چرا که جو حاکم بر دانشکده کار او را نپسندید و البته مقاومت زیادی در مقابل آن نشان داد. طی کار با بیماران افسرده، بک متوجه شد این افکار خودکار آنهاست که باعث بیماری شده است؛ افکاری منفی در مورد خود، جهان و آینده.
او برای درمان به بیماران کمک می کرد این افکار را شناسایی و ارزیابی کنند، بعد از شناسایی آنها، تغییر دادن آنها می تواند فرد را به سمت بهبودی پیش ببرد و نکته مهم در نظریه بک شناسایی و ارزیابی کنند، بعد از شناسایی آنها، تغییر دادن را به سمت بهبودی پیش ببرد.
نکته مهم در نظریه بک شناسایی دقیق این افکار است، چرا که برخی از انها چنان در ما رسوخ کرده اند که تصور می کنیم آنها واقعیت های زندگی هستند و در نتیجه تغییر در آنها راهی ندارد. این روزها ثبت افکار روزانه یکی از روش های پرطرفدار در درمان شناختی است که در شناخت این افکار می تواند بسیار مثمر ثمر باشد. بِک اولین کتاب خود را نیز در رابطه با افسردگی نوشت. کتابی که سرآغاز موفقیت های علمی او شد.وقوع انقلاب شناختی در روان شناسی طی دهه ۷۰ میلادی به او این فرصت را داد دیدگاه های خود را معرفی کند.
حوزه کاری بک بعدها گسترش بیشتری پیدا کرد، این روزها می توانید روش درمان شناختی را در حوزه های بسیار گسترده ای دنبال کنید؛ از روان درمانی برای موارد خودکشی، اختلال شخصیتی دوقطبی، اضطراب و افسردگی تا کمک به بهبود روابط همسران، ترک اعتیاد و حتی کاهش وزن.
کتاب بِک با عنوان درمان روان شناختی سوءاستفاده از مواد یکی از کتاب های کاربردی اوست. در این کتاب به باورهای اشتباه معتادین می پردازد؛ باورهایی مانند اینکه «وقتی من مواد مصرف می کنم همه مشکلاتم حل می شود.» اما شاید معروف ترین کتاب او در ایران ، «عشق هرگز کافی نیست» باشد. کتابی مناسب برای همسرانی که می خواهند روابط بهتری با یکدیگر داشته باشند. تا به امروز بک در نوشتن ۵۴۰ مقاله و ۲۲ کتاب مشارکت داشته است و در بیش از دو هزار مقاله به کارهای او ارجاع داده شده است. و از روان شناسانی که تحت تاثیر کارهای اش بوده می توان به سلیگمن اشاره داشت.
این روزها، بک رئیس موسسه غیردولتی بک برای درمان شناختی و پژوهش در دانشگاه پنسیلوانیاست. یکی از دختران او جودی مدیر این موسسه است. با اینکه بِک نود سالگی را پشت سرگذاشته است، هنوز هم ساعت شش صبح از خواب بیدار می سود ، نیم ساعتی ورزش می کند و بعد کار روزانه خود را آغاز می کند.از تفریحات مورد علاقه او و همسرش دیدن فیلم ها و سریال های انگلیسی است و البته علاقه به معاشرت با دوستان.
بدنیست بدانید بک عاشق آیفون و آی پدش است البته اهل بازی انگری بردز یا همان پرندگان خشمگین! در سال های اخیر به دنبال استفاده از درمان شناختی در بیماران اسکیزوفرنیک است. کاری که البته محال یا حداقل بسیار دشوار به نظر می رسد. اما بک در رابطه با این انتخاب می گوید احساس می کند به قدر کافی کارهای دشوار انجام نداده و به همین دلیل نیز به سراغ این کار رفته است.
+ نوشته شده در دوشنبه بیست و دوم آبان ۱۳۹۶ساعت 1:33  توسط بهمن پیرمردوند چگینی(مشاور) |
برچسب:
نویسنده: آروین صالحی